شب یلدا
عزیز بشینه کنارم

یلدا برای من مثل عید می ماند. مثل یک آغاز. مثل نشستن پای سفره هفت سین. مثل وقتی صدای توپ در خانه می پیچد و بابا قرآن می خواند. انگار قنیمتی باشد در سیاهی زمستان که خود را گرم زندگی کنیم.

گاهی باید برخیزی و دست بیفشانی. که زندگی زود می گذرد. مثل هر یلدا که می آید و من یک سال بزرگ تر می شوم. یک سال پیرتر می شوم. یک سال عاقل تر می شوم و هزار یک سال دیگر. و همه این یک سال ها را دوست دارم جشن بگیرم. و چقدر خوب که یلدا شب خوبی برای متولد شدن است؛ و هر سال هزار سال می گذرد!

یلدایتان را مهمان می کنم به آهنگی زیبا از آلبوم آفرینش گروه شی با هی. لحظه ها و یلدایتان به شادی این آهنگ باشد.

فردا حوالی همین ساعت ها حتما نوشته ای بلند خواهم داشت! درباره یکی از نام ها!

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *