فرشته

نام دیگرش بانوست! و نام های دیگرش بسیار…

نام تمام زنانی که روزگاری می شناختم یا دوست داشتم بشناسم….

فرشته است؛ وقتی با لبخندهای شیطانش به استقبال آغوشم می آید…

بانو است؛ وقتی اخم می کند و بی حوصله لباس های بهم ریخته ی روی تخت را مرتبط می کند…

ساقی است، وقتی چای بدست؛ مرا مهمان بوسه و حرف می کند…

غزل است؛ وقتی به شعرخوانی هایم گوش می دهد و با من و بجای من اشک می ریزد…

سحر است؛ وقتی صبح ها بخاطر من بیدار می شود…

شادی است؛ وقتی کودک درونش مرا به بازی می خواند…

گل گیسو است؛ وقتی آن رژ قرمز تیره را با کرم پودر تیره استفاده می کند و روسری اش را به رسم مادرانش رشتی می بندد…

و بسیار نام  های دیگر…

و باز هم فرشته است. وقتی به چشمانش نگاه می کنم. چشمان نگرانش، چشمان مهربانش، چشمان پیروزش، چشمان شوخش، چشمان پشیمانش، چشمان شیطانش…

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *