نام ها

دیروز اف ام پلیر ماشین بعد ماه ها خودش تصمیم گرفت درست شود و کار کرد! و ترافیک شدید رسالت باعث شد یک دل سیر آهنگ های فلش قدیمی را گوش کنم! همین چیزها باعث می شود آدم بفهمد دنیایش چقدر پیچ و تاب خورده است. چقدر از این در به آن در زده است و… چقدر دور شده است. از اصلش نه. از هرچیز. هر چیز که روزی با آن دلخوش بود.

به یاد آوردم دوستانم را، کسانم را، همکارانم را و… نام هایی که روزی با آن ها خندیده بودم، روزی با آن ها گریسته بودم، روزی به غریبه ترینشان بزرگترین رازهایم را گفته بودم. صورتشان را به یاد آوردم. مردانگی ها و نامردمیشان را. و دیدم همه اش را دوست دارم. این شد که باید جایی از این نام ها می نوشتم. سال ها بود که از وبلاگ نوشتنم می گذشت. نمی خواستم در ادامه آن آرشیو قدیمی باشم (نمیدانم چرا). همه را بک آپ گرفتم. کپی کردم روی یک سی دی و گذاشتم جایی که حالاحالاها دستم بهش نرسد. این شد که کافه تهران (سایتی که قرار بود فهرست کافه های تهران باشد!) شد جایی برای زنده بودن. جایی برای نوشتن. ساده نوشتن. از خودم نوشتن. از زندگی. از نام ها. اسامی ای که گه گاه به یاد می آورم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *