همه آلودگی است این ایام

جهان ملغمه پیچیده ای است برای خودش و اگر آدمی دلش را به چیزهایی مثل همین باریدن ناگهانی برف در زمستان خوش نکند؛ احتمالا توان دوام زیادی نخواهد داشت. از آن برف ها که صبح وقتی از خواب بیدار می شوی نمی دانی چرا دلت یک کاسه آش می خواهد و بعد از پنجره می بینی همه جا سفید پوش شده؛ و همه بدی ها و تلخی ها و غصه ها را برای ساعتی فراموش می کنی. آدمهایی مثل من پشت پنجره لیوان به لیوان چایی غلیظ نوش می کنند و آنها که دلی دارند دستی به برف می برند و گوله برفی و… رفقایی هم هستند که هنوز آنقدر خوب هستند که می توانند آدم برفی خودشان را بسازند.

راستی اگر امسال برفی نبارد چه خواهد شد…

پ.ن: تیتر شعری از شاعر جهان، شاملو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *