خواهر به غربت رفته

او خواهر به غربت رفته است. وقتی آن لیوان شیشه ای از روی میز “کافه سارا” افتاد و نشکست؛ قسمت اینطور نوشته شد.
آرام گفت. نشنیدم. خواهرم به غربت رفت. به غربت فرستادمش. به غربی خودخواسته. خودش خواسته. خودم خواسته.
داستان گلیم و جاجیم طرح

بیشتر بخوانید